تبلیغات
پیامبر اکرم

در سال هشتم هجری، پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ضمن نامه‏ای خطاب به خسروپرویز، وی را به دین اسلام فرا خواند:

«به نام خداوند بخشنده مهربان. از محمد رسول خدا به خسرو، بزرگ(پادشاه) ایران، سلام بر کسی که راهنمایی را پیروی کند و به خدا و رسولش ایمان آورد و گواهی دهد که معبودی جز خدای یگانه و بی‏انباز نیست و این که محمد، بنده و فرستاده او به همه مردم است، تا هرکه را زنده باشد، بیم دهد و گفتار بر کافران واجب آید. پس اسلام آور تا سالم بمانی و اگر سر، باز زدی، همانا گناه مجوس بر توست».

با استفاده از قسمت اخیر نامه پیامبر، می‏توان مدعی شد که در جریان مسلمان شدن ایرانیان، هر خونی ریخته شده است، گناه اول و بزرگش متوجه شاهان و بزرگانی است که حقیقت اسلام را می‏دانستند اما کتمان نمودند تا چند روز بیشتر بر حکومت و دنیاداری ادامه دهند و اگر شاهان و بزرگان ایران طبق اخبار گذشتگان و اطلاع از بعثت پیامبری موعود و نیز دعوت صریح و آشکار پیامبر، اسلام را قبول می‏نمودند حتما احتیاجی به برخوردهای نظامی پیدا نمی‏شد.

چون نامه پیامبر را بر خسرو خواندند، خشم، او را فرا گرفت که به چه جرأتی پیامبر نام خود را قبل از نام شاهنشاه ایران آورده لذا نامه را پاره کرد.طبق سروده نظامی گنجوی، پیامبر در نامه نوشته بود:



ادامه مطلب
نگارش در تاریخ سه شنبه 17 خرداد 1390 توسط سید علمدار باقری باجگیرانی | نظرات ()

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

بسیار یاد کردن خدا و بر من صلوات فرستادن، موجب برطرف شدن فقر می شود.

با توجه به روایت فوق، داستان زیر را تقدیم می داریم. توصیه می کنیم که قبل از مطالعه به نکات زیر توجه نمایید:

1ـ شکی نیست که اذکار، خواص و فوایدی بسیار دارد. طبق روایات رسیده از معصومین علیهم السلام، ذکر صلوات نیز چنین است. یکی از فواید آن، رهایی از فقر و تنگدستی است. ناگفته پیداست که: نتیجه بخشیدن آن، شرایطی دارد. یکی از شرایط آن، چگونگی حالتهای روحی، نفسی و معنوی انسان است. با این بیان، ذکر شخصی به ثمر می رسد که قبلا زمینه لازم را فراهم کرده باشد. به عبارت دیگر، نباید توقع داشت که بدون ایجاد زمینه، تکرار اذکار به نتیجه مطلوب برسد.

2ـ به ثمر رسیدن ذکرها، در سایه تلاش و جدیت انسان است. به عبارت دیگر، به نتیجه رسیدن آنها با تنبلی و تن پروری منافات دارد و نباید از تلاش و کوشش در کسب معاش دست کشید و با تکرار اذکار، به کنجی نشست و به امید این که خداوند، روزیمان را می رساند، از کار و تلاش دست برداشت.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

بسیار یاد کردن خدا و بر من صلوات فرستادن، موجب برطرف شدن فقر می شود.

مرد خواب و خوراکی نداشت. مادام که سر و وضع زن و بچه هایش به خاطرش میآمد؛ آشفته و غمناک میشد. ظاهر رنجور و گونههای ترک برداشته آنها، آزارش میداد. همین طور شکوههای بیوقفه همسرش که خواب و خیالش را ربوده بود.



ادامه مطلب
طبقه بندی: برکات ذکر صلوات، 
نگارش در تاریخ سه شنبه 17 خرداد 1390 توسط سید علمدار باقری باجگیرانی | نظرات ()

رسول اکرم به حکم تاریخ قطعی و به شهادت قرآن و به حکم قرائن فراوانی که از تاریخ اسلام استنباط می‏شود، لوح ضمیرش از تعلم از بشر پاک بوده است. او انسانی است که جز مکتب تعلیم الهی مکتبی ندیده و جز از حق دانشی نیاموخته است. او گلی است که جز دست باغبان ازل دست دیگری در پرورشش دخالت نداشته است.

او با آنکه با قلم و کاغذ و مرکب و خواندن و نوشتن آشنا نبود، در کتاب مقدس خویش به قلم و آثار قلم به عنوان یک امر مقدس سوگند یاد کرد و در اولین پیام آسمانی خود فرمان خواندن داد، علم و دانش و صنعت به کار بردن قلم را، پس از نعمت آفرینش، بزرگترین نعمت ارزانی شده به بشر معرفی کرد.

آن کس که خود قلم به دست نگرفته بود بلا فاصله پس از ورود به مدینه و ایجاد امکانات ساده، «نهضت قلم‏» ایجاد کرد و با آنکه خود معلمی از بشر ندیده بود و دار العلم و دانشگاهی طی نکرده بود، خود معلم بشر و پدید آورنده دار العلم‏ها و دانشگاهها شد.

 

ستاره‏ای بدرخشید و ماه مجلس شد 

دل رمیده ما را انیس و مونس شد

 

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت 

به غمزه مساله‏آموز صد مدرس شد

 

کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود 

که علم بی‏خبر افتاد و عقل بی‏حس شد



ادامه مطلب
طبقه بندی: رسول درس نخوانده، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 17 شهریور 1389 توسط سید علمدار باقری باجگیرانی | نظرات ()

قرآن با توضیح این نکته که راه بشر یک راه مشخص و مستقیم است و همه پیامبران با همه اختلافاتی که در راهنمایی و دادن نشانی به حسب وضع و موقع زمانی و مکانی دارند، به سوی یک مقصد و یک شاهراه هدایت می‏کنند، جاده ختم نبوت را صاف و رکن دیگر از ارکان آن را توضیح می‏دهد، زیرا ختم نبوت آنگاه معقول و متصور است که خط سیر این بشر متحول متکامل، مستقیم و قابل مشخص کردن باشد، اما اگر همان طور که خود بشر در تکاپوست و هر لحظه در یک نقطه است، خط سیر او نیز دائما دستخوش تغییر و تبدیل باشد و نهایت و مقصد و مسیر، مشخص نباشد و در هر برهه‏ای از زمان بخواهد در یک جاده حرکت کند، بدیهی است که ختم نبوت - یعنی دریافت ‏یک نقشه و برنامه کلی و همیشگی - معقول و متصور نیست.

در سوره بقره آیه 143 چنین آمده است:

و کذلک جعلناکم امة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا.

و اینچنین شما را - تربیت ‏یافتگان واقعی اسلام را - جماعت وسط و معتدل و متعادل قرار دادیم تا حجت و شاهد بر مردم دیگر باشید و پیغمبر حجت و شاهد بر شما باشد.

امت واقعی اسلام از نظر قرآن یک امت وسط و معتدل است. بدیهی است که امت وسط و معتدل و متعادل، دست پرورده تعالیم وسط و معتدل است. این آیه امتیاز و خصوصیت امت‏ ختمیه و تعلیمات ختمیه را در یک کلمه ذکر می‏کند: وسطیت و تعادل.



ادامه مطلب
طبقه بندی: دورنمایی از اندیشه ختم نبوت، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 17 شهریور 1389 توسط سید علمدار باقری باجگیرانی | نظرات ()

ظهور دین اسلام، با اعلام جاودانگی آن و پایان یافتن دفتر نبوت توام بوده است. مسلمانان همواره ختم نبوت را امر واقع شده تلقی کرده‏اند. هیچ گاه برای آنها این مساله مطرح نبوده که پس از حضرت محمد (ص) پیغمبر دیگری خواهد آمد یا نه؟ چه، قرآن کریم با صراحت، پایان یافتن نبوت را اعلام و پیغمبر بارها آن را تکرار کرده است. در میان مسلمین اندیشه ظهور پیغمبر دیگر، مانند انکار یگانگی خدایا انکار قیامت، با ایمان به اسلام همواره ناسازگار شناخته شده است.

تلاش و کوششی که در میان دانشمندان اسلامی در این زمینه به عمل آمده است، تنها در این جهت بوده که می‏خواسته‏اند به عمق این اندیشه پی ببرند و راز ختم نبوت را کشف کنند.

وارد بحث ماهیت وحی و نبوت نمی‏شویم. قدر مسلم این است که وحی، تلقی و دریافت راهنمایی است از راه اتصال ضمیر به غیب و ملکوت. نبی، وسیله ارتباطی است میان سایر انسانها و جهان دیگر و در حقیقت پلی است میان جهان انسانها و جهان غیب.

نبوت از جنبه شخصی و فردی، مظهر گسترش و رقاء شخصیت روحانی یک فرد انسان است و از جنبه عمومی، پیام الهی است برای انسانها به منظور رهبری آنها که به وسیله یک فرد به دیگران ابلاغ می‏گردد.



ادامه مطلب
طبقه بندی: دورنمایی از اندیشه ختم نبوت، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 17 شهریور 1389 توسط سید علمدار باقری باجگیرانی | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین...

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم:

ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله ید الله فوق ایدیهم فمن نکث فانما ینکث علی نفسه و من اوفی بما عاهد علیه الله فسیؤتیه اجرا عظیما. (سوره فتح آیه 10)

(کسانی که با تو بیعت می‏کنند) با خدا بیعت می‏کنند، بیعت ‏با تو بیعت ‏با خداست. بالاتر از این، «ید الله فوق ایدیهم‏» دست ‏خداست ‏بالای دست آنها، یعنی چه؟

بیعت از ماده «بیع‏» به معنی فروختن است.حقیقت‏ بیعت پیمان است، همین چیزی است که ما امروز در مواقعی به آن می‏گوییم دست دادن. مثلا شخصی می‏گوید اگر من افرادی کمک پیدا کنم حاضرم پانصد هزار تومان برای فلان کار خیر سرمایه‏گذاری کنم. به یکی که آنجا نشسته و چنین روحی دارد می‏گوید حاضری همین مقدار سرمایه‏گذاری کنی؟ می‏گوید بله، می‏گوید دست ‏بده. این دست دادن چیست؟ فردی حرف می‏زند، یک حرف هم دیگری می‏زند، ولی وقتی که می‏خواهند این را به صورت مؤکد در بیاورند، دستهایشان را روی همدیگر می‏گذارند.این دستها را که می‏گیرند و فشار می‏دهند، این فشار دادن یعنی من قول دادم، من متعهد شدم. در عرب هم همین کار معمول بوده که اسم این را می‏گذاشتند «بیعت‏». وقتی کسی ]می‏خواست[ آمادگی خودش را برای امری، برای نصرت و یاری شخصی، یا به عنوان خلافت او ]اعلام کند[، می‏آمد دست می‏داد و بیعت می‏کرد و این را پیمان خیلی مؤکدی می‏شمردند و نقض بیعت را جایز نمی‏دانستند و طبعا هم جایز نیست (نقض بیعت را می‏گفتند «نکث‏»، که حالا اینجا می‏خوانیم: «من نکث فانما ینکث علی نفسه‏») چون وفای به پیمان یک امر عقلی و انسانی است که یا ایها الذین امنوا اوفوا بالعقود.

ادامه مطلب
طبقه بندی: دست بیعت پیامبر دست خداست، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 17 شهریور 1389 توسط سید علمدار باقری باجگیرانی | نظرات ()

برخی از مستشرقین و کشیشان مسیحی به شکل اعتراض بر قرآن و بر پیغمبر ما مسئله‏ای را طرح کرده‏اند که بعضی از نویسندگان اسلام هم؛ نه به آن شکل؛ بلکه به شکل دیگری مطرح نموده و کم و بیش مدعای آنها را قبول کرده‏اند. و آن مسئله؛ معجزات پیغمبر اسلام است.

مسیحی‏ها به این شکل مسئله مطرح کرده‏اند که: از خود قرآن استنباط می‏شود که پیامبر اسلام در مقابل تقاضای معجزه که از او می‏شد امتناع می‏ورزید و خود قرآن بر این مطلب دلالت صریح دارد که حتی بوی انکار سخت نسبت‏به معجزه می‏دهد. و آیاتی هم بر این مطلب شاهد آورده‏اند که ما در آینده نزدیک به آن اشاره می‏کنیم.

بعضی از نویسندگان اسلامی در عصر اخیر این مطبب را به این شکل توجیه کرده‏اند که:

اساسا معهجزه مربوط به دوره‏های کودکی بشر یعنی دوره‏هائی است که بشر هنوز مراحل توحش را می‏گذراند؛ و به مرحله علم و تعقل و منطق پا ننهاده بود. و لذا چون از طریق علمی و منطقی ممکن نبود که مسائل را با انسانها مطرح نمود از این نظر پیامبران گذشته معجزه می‏آوردند.



ادامه مطلب
طبقه بندی: معجزات پیغمبر، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 17 شهریور 1389 توسط سید علمدار باقری باجگیرانی | نظرات ()

قرآن مهمترین معجزات پیامبر اسلام (ص) است، نه تنها از نظر فصاحت و بلاغت، و شیرینی بیان و رسا بودن معانی، بلکه از جهات مختلف دیگر نیز دارای اعجاز است که شرح آن در کتب عقاید و کلام داده شده است.

به همین دلیل معتقدیم: هیچ کس نمی‏تواند مانند آن، و حتی مانند یک سوره آن را بیاورد، قرآن بارها همه کسانی را که در شک و تردید بودند بارها به این امر دعوت کرد ولی آنها هرگز توان مقابله با آن را پیدا نکردند: «قل لئن اجتمعت الانس و الجن علی ان یاتوا بمثل هذا القرآن لا یاتون بمثله و لو کان بعضهم لبعض ظهیرا، بگو اگر انسانها و پریان (جن و انس) اتفاق کنند که همانند این قرآن را بیاورند همانند آن را نخواهند آورد، هر چند یکدیگر را در این کار یاری کنند».

«و ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فاتوا بسورة من مثله و ادعوا شهدائکم من دون الله ان کنتم صادقین، و اگر درباره آنچه بر بنده خود (پیامبر اسلام) نازل کرده‏ایم، شک و تردید دارید (دست کم) یک سوره همانند آن را بیاورید، و گواهان خود غیر خدا را برای این کار فرا خوانید اگر راست می‏گویید»..

و عقیده داریم که قرآن با گذشت زمان، نه تنها کهنه نمی‏شود، بلکه نکات اعجاز آمیز آن، آشکارتر، و عظمت محتوایش بر جهانیان روشنتر می‏شود.

در حدیثی از امام صادق (ع) می‏خوانیم که فرمود: «ان الله تبارک و تعالی لم یجعله لزمان دون زمان و لناس دون ناس فهو فی کل زمان جدید و عند کل قوم غض الی یوم القیامة، خداوند متعال قرآن را برای زمان خاص یا گروه معینی قرار نداده به همین دلیل در هر زمانی تازه، و نزد هر گروهی تا روز قیامت پر طراوت کرد».




طبقه بندی: قرآن برترین معجزه پیامبر اسلام، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 17 شهریور 1389 توسط سید علمدار باقری باجگیرانی | نظرات ()

روزهایی بس شیرین و به‏یادماندنی و تاریخ ساز پیامبر را نمی‏توان با الفاظ و سخنان ناقص انسانهای ناقص‏توصیف و تعریف کرد.

او هرگز در این واژه‏ها نمی‏گنجد و فراتر از آن است. انسان‏کاملی که تمام افلاک و موجودات را خدا به خاطر او آفرید واگر او نبود، هیچ چیز نبود. «لولاک لما خلقت الافلاک‏» و الاانسانی که تا قاب قوسین او ادنی بالا رفت و به جایی رسید که‏جبرئیل آن ملک مقرب و واسطه وحی الهی به آنجا هرگز نرسد وبا صراحت‏به او عرض کرد: اگر یک مو بالاتر روم به نور تجلی‏بسوزد پرم. ولی رسول الله رفت و به جایی رفت که نه در خرد آیدو نه بر ورق نگاشته شود و نه حتی در وهم وخیال! اوست کسی که‏خدایش درباره‏اش فرمود: «و انک لعلی خلق عظیم‏» پس مابه جای‏اینکه حرفی بزنیم که نه آغازش و نه انجامش ما را به جایی‏می‏رساند چرا که جز آفریده‏اش و برادرش کسی او را نخواهد شناخت‏«یا علی ما عرف الله الا انا و انت و ما عرفنی الا الله وانت و ما عرفک الا الله و انا» پس روا است که لب فرو بندیم وسخن کمتر گوئیم.



ادامه مطلب
طبقه بندی: گوشه‏ای از اخلاق عظیم پیامبر، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 17 شهریور 1389 توسط سید علمدار باقری باجگیرانی | نظرات ()

در صدر اسلام کشور سوریه از مستعمرات امپراتوری روم به شمار می‏رفت و فرمانروای شام از دست‏نشاندگان امپراتور بود.

اسلام بسرعت گسترش می‏یافت و در اندک زمانی آوازه آن به خارج از مرزها رسید.

امپراتوری روم که خود را با موج تازه‏ای روبرو می‏دید و از نفوذ آیین الهی اسلام هراسان بود، تصمیم گرفت پیشدستی کند و با یک حمله عظیم، مسلمین را نابود کند.

بدین منظور ارتشی مجهز و متشکل از 40 هزار نفر با کلیه سلاحهای جنگی آن زمان، در نوار مرزی شام مستقر شد و قبایل مرزنشین نیز به آنان پیوستند.

هرقل امپراتور روم، جیره جنگی یک سال سپاه را پرداخته بود و برای جنگی عظمیم و طولانی آماده شده بود.

خبر حرکت سپاه روم، توسط کاروانهای تجاری به پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد (ص) رسید و حضرت تصمیم گرفتند برای مقابله با آنان از مدینه خارج شوند.

این، در حالی بود که محصولات کشاورزی در مدینه هنوز جمع‏آوری نشده بود و برشدت گرمای هوا افزوده می‏شد بود.

حرکت از وطن برای یک سفر طولانی، بسیار سخت و مشکل می‏نمود.

از این رو گروهی از منافقین به بهانه‏های مختلف از نبرد روی گردان شدند.

و از پیامبر اجازه گرفتند که در شهر بمانند.

ادامه مطلب
طبقه بندی: زندگی پیامبر، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 17 شهریور 1389 توسط سید علمدار باقری باجگیرانی | نظرات ()

لیلة المبیت- هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه و مبدأ تاریخ اسلام

هجرت مسلمین از مدینه به مکه، نقطه عطفی در تاریخ اسلام محسوب می‏شود.

اهمیت قضیه از آن جهت است که سبب شد حلقه محاصره سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کفار که هر لحظه تنگتر می‏شد، شکسته شود و مسلمین توانستند در مدینه حکومتی بر مبنای قوانین اسلام تشکیل دهند.

این بزرگترین ضربه بر پیکر کفر ابوسفیانی بود؛ زیرا قرار گرفتن مسلمین در محیطی امن و آرام، نه تنها باعث تقویت روحیه آنان و آمادگی هرچه بیشتر برای مقابله با قریش می‏شد، بلکه ندای حیات‏بخش اسلام (که هر وجدان بیداری را تحت تأثیر قرار می‏دهد) هر لحظه فراگیرتر می‏شد و اسلام بیش از پیش قوی می‏گشت.

مسلمین در چند مرحله دست به مهاجرت زدند.

برای نخستین بار، گروهی از آنان در ماه رجب سال پنچم بعثت، (دو سال پس از علنی شدن اسلام) دست به مهاجرت زدند.

پیامبر اکرم- صلی الله علیه وآله و سلم- در این باره فرمودند: لو خرجتم إلی أرض حبشة فإن بها ملکا لا یظلم عنده أحد و هی أرض صدق حتی یجعل الله لکم فرجا مما أنتم فیه: اگر به سرزمین حبشه مهاجرت کنید، برای شما سودمند است؛ زیرا در آنجا پادشاهی است که به کسی ظلم نمی‏کند و آنجا سرزمین صداقت و راستی است.

پس مهاجرت کنید و آنجا بمانید تا خداوند برای شما فرجی فراهم آورد.

بدین منظور یازده یا دوازده مرد همراه با چهار زن به سرپرستی عثمان بن مظعون از راه دریا، پنهانی به حبشه گریختند.



ادامه مطلب
طبقه بندی: زندگی پیامبر، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 17 شهریور 1389 توسط سید علمدار باقری باجگیرانی | نظرات ()

در روز عید غدیر خم که عید بزرگ خداوند، روز اکمال دین و اتمام نعمت است، اسلام به عنوان دین کامل برای بشر برگزید شد و همگان به نعمت ولایت امیرالمؤمنین، علی بن ابی‏طالب- صلوات الله و سلامه علیه- مفتخر شدند.

حجة الوداع، آخرین حج پیامبر به پایان رسید و مسلمین مراسم حج را آموختند و همراه با پیامبر از مکه عازم مدینه شدند.

هنگامی که کاروان به سرزمین رابغ (در سه میلی جحفه) رسید، جبرئیل در نقطه‏ای به نام غدیر خم این آیه را نازل کرد: یا أیها الرسول بلّغ ما أنزل الیک من ربک وإن لم تفعل فما بلّغت رسالته والله یعصمک من الناس إنّ الله لا یهدی القوم الکافرین: ای پیامبر! آنچه را که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم ابلاغ کن که اگر این کار را انجام ندهی، رسالت خود را ابلاغ نکرده‏ای و خداوند تو را از مردم حفظ خواهد کرد؛ بدرستی که خداوند کافران را هدایت نمی‏کند (سوره مائده، آیه 67).

به دنبال نزول این فرمان، دستور توقف حرکت صادر شد.

آنهایی که جلو بودند، ایستادند و کسانی که پشت سر بودند به ایشان پیوستند.

ظهر هنگام و در نهایت گرما، در حالی که مردم قسمتی از ردای خود را زیر پا و قسمتی را روی سر انداخته بودند و برای پیامبر سایه‏بانی ساخته بودند، نماز ظهر را به امامت پیامبر اکرم (ص) به جای آوردند.

ادامه مطلب
طبقه بندی: زندگی پیامبر، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 17 شهریور 1389 توسط سید علمدار باقری باجگیرانی | نظرات ()

چند ماهی از هجرت پیامبر اکرم- صلی الله علیه وآله وسلم- به مدینه نگذشته بود که امین وحی الهی، (جبرئیل) مؤکدا دستور داد آن حضرت به سمت کعبه نماز گزارند.

در طی 13 سال که مسلمین در مکه زندگی می‏کردند، قبله آنان بیت المقدس بود.

این سبب می‏شد که یهودیان بین خود و مسلمین رابطه نزدیکی بیابند و بیشتر به اسلام گرایش پیدا کنند.

اما پس از هجرت، مخالفت یهودیان شکل وسیعی به خود گرفت تا جایی که ادعا می‏کردند اسلام، دین مستقلی نیست، زیرا به طرف قبله ما نماز می‏گزارند و از خود قبله‏ای ندارند.

این سخنان بر پیامبر گرامی (ص) بسیار گران می‏آمد؛ لذا نیمه‏های شب از خانه بیرون می‏آمدند و به آسمان می‏نگریستند و در انتظار نزول وحی بودند.

همانطور که خداوند می‏فرماید: قد نری تقلب وجهک فی السماء فلنولینک قبلة ترضیها فول وجهک شطر المسجد الحرام و حیث ما کنتم فولوا وجوهکم شطره: ما می‏بینیم که تو رو به آسمان می‏کنی؛ پس تو را به طرف قبله‏ای متوجه خواهیم کرد که راضی باشی؛ پس به طرف مسجدالحرام رو کن و شما مسلمین نیز هر جا هستید، بدان جهت رو کنید (سوره بقره، آیه 144).



ادامه مطلب
طبقه بندی: زندگی پیامبر، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 17 شهریور 1389 توسط سید علمدار باقری باجگیرانی | نظرات ()

پیرامون نزول آیه شریفه مباهله در شأن اهل بیت عصمت و طهارت

نجران بخشی مسیحی‏نشین از نواحی مرزی حجاز و یمن بود که دهکده‏های متعددی را شامل می‏شد.

رسول گرامی اسلام (ص) به موازات مکاتبه با سران دول و مراکز مذهبی جهان، نامه‏ای به اسقف نجران، ابوحارثه نگاشتند و او را به اسلام دعوت نمودند و از او خواستند در صورت عدم تمایل به اسلام، جزیه (مالیاتی که دولت اسلام از غیر مسلمین می‏گیرد تا از جان و مال آنان محافظت کند) بپردازند؛ در غیر این صورت امنیت آنان مورد تعهد نخواهد بود.

اسقف نجران نامه را بدقت خواند و برای تصمیم‏گیری نهایی، شورایی از شخصیتهای مذهبی و غیر مذهبی تشکیل داد.

یکی از افراد شورا بنام شرحبیل گفت: ما از پیشوایان مذهبی و غیر مذهبی خود بسیار شنیده‏ایم که روزی نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل منتقل خواهد شد و بعید نیست محمد (که از اولاد اسماعیل است)، همان پیامبر موعود باشد! برای بررسی این امر، شورا تصمیم گرفت گروهی را به عنوان هیأت نمایندگی به مدینه بفرستد تا از نزدیک با رسول خدا (ص) تماس گرفته، صحت و سقم ادعای ایشان را در مورد نبوت بررسی کنند.

این هیئت متشکل از 60 نفر بود که در رأس آنان سه نفر پیشوای مذهبی قرار داشتند: ابوحارثة بن علقمه (اسقف نجران و نماینده رسمی کلیساهای روم در حجاز)، عبدالمسیح (رئیس هیأت) و ایهم.

نمایندگان با لباسهای ابریشمی مزین و انگشترهای طلا و صلیبهای آویخته بر گردن، در مسجد به حضور رسول خدا شرفیاب شدند، ولی مورد استقبال قرار نگرفتند.

آنان علت ناراحتی رسول خدا (ص) را نمی‏دانستند.



ادامه مطلب
طبقه بندی: زندگی پیامبر، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 17 شهریور 1389 توسط سید علمدار باقری باجگیرانی | نظرات ()

یکی از قریش به نام اسود مخزومی سوگند خورد که یا از حوض آب مسلمین، آب بنوشد، یا آن را خراب کند و یا کشته شود.

او خود را به حوض رساند؛ ولی در نزدیکی آن با حمزة بن عبدالمطلب روبرو شد.

بین آن دو نفر نبرد آغاز شد.

حمزه ساق پای اسود را قطع کرد و او برای اینکه به سوگند خود عمل کند، خود را کنار حوض کشید تا از آب آن بنوشد که حمزه با ضربتی او را در میان آب کشت.

این واقعه آتش جنگ را شعله‏ور کرد.

بنا به رسم دیرینه عرب که در آغاز جنگها ابتدا نبرد تن به تن می‏کردند، از از قریش سه نفر به نامهای عتبة بن ربیعه و برادرش شیبة بن ربیعه و فرزند عتبه، ولید بن عتبه جلو آمده، هماورد طلبیدند.

در برابر آنان سه نفر از جوانان انصار جلو آمدند؛ ولی عتبه گفت: ما با شما کاری نداریم.

سپس کسی فریاد زد: ای محمد! هماوردی برای ما بفرست که همشأن ما باشد! پیامبر (ص)، علی (ع)، حمزه و عبیدة بن حارث را روانه ساختند.

آنان با صورتهای پوشیده عازم نبرد شدند.

علی (ع) با ولید بن عتبه، حمزه با شیبة بن ربیعه و عبید با عتبة بن ربیعه روبرو، شدند.



ادامه مطلب
طبقه بندی: زندگی پیامبر، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 17 شهریور 1389 توسط سید علمدار باقری باجگیرانی | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:2)      1   2  

درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


قالب وبلاگ